تاحالا برايتان سوال شده كه اگر تمام انسان ها ناميرا مي شدند و تمام مديريت ها به دست يك ربات است ؟ اگر خودت را از بالاي يك ساختمان پرت كني پايين ولي زنده مي ماني ؟ اسيب ببيني ولي دردي احساس نكني ؟ انتخاب مرگ در دست ما باشد ؟ فناوري به حد خود برسد ؟ خب شايد نه ! در اين كتاب تمام اين مسائل را خواهيم ديد . دنيايي كه انسان ناميرا شده و تمام مديريت كار ها به عهده يك ربات ابر نما به اسم ابر تندر است . و ماموراني دارد كه براي او خدمت ميكنند ماموران ابر باران . اگر خودت را از بالاي يك ساختمان به پايين پرت كني نميگويند مرده اي . ميگويند مرده وار و بعد از چند روز احيا ميشوي در مركز احيا ! ميتواني اگر از ظاهر سني ات با قيافه ات خسته شدي ان را عوض كني ! فناوري ديگر جاي پيشرفت ندارد ! اگر كتك بخوري دردي احساس نخواهي كرد زيرا نانيت هاي درمانگر داري . همه چيز اينجا خوب است جز يك چيز . داس ها . داس ها كساني هستند كه وظيفه مرگ را بر عهده دارند . با يك ردا در بين جمع حاضر مي شوند . و انگشتر خاصي دارند . اگر به انها خدمت كني يا يكي از عزيزانت را خوشه چيني كنيد يك سال از مرگ معاف مي شوي . ديگر از كلمه مرگ يا قتل استفاده نميكنند ميگويند خوشه چيني . همه چيز براي انها مجاني بوده ولي قوانين سختي دارند . هر كسي نميتواند داس شود . كار اموز ها توسط يك داس انتخاب و به شورا ميگويد و به انتخاب شما به كار اموزي مي رويد . بعد از يك سال ازمون ورودي مي دهي و اگر قبول شدي داس ميشوي ! اگر نه به زندگي عادي بر ميگردي . داس ها هرگز نميميرند اگر خودشان ، خودشان را بكشند .
ماجرا داستان از كاراموز شدن دو نفر به اسم روئن و سيترا آغاز ميشود و ماجراهاي هنگام كار اموز شدن انها . اين داستان انطور كه فكر ميكنيد پيش نميرود
برچسب:
نویسنده: نگار مقدم